2011/06/01

تسلیت، شهر ارواح

Posted in ای ایران ‌ای مرز پر گه عر, جامعه شناسی‌ با عینک دودی, شکست عشقی‌ در 10:41 ب.ظ. توسط کوتلاس ِ پیامبر

آئینه را شکستم ..

تکـه‌های جسدم را می‌بینی؟

—–
اشتراک در فید کوتلاسِ پیامبر ***لایک خور

Advertisements

2 دیدگاه »

  1. ققنوس said,

    کلآ آیین ه شکستن خطاست…;)

  2. baaghaali said,

    آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی نفس کِش ، حرف دلمو زدی کوتی
    به قول خودت موندم دستش
    این دسته بندی هات یه آه مابل هم کم داشت رفیق !
    آره درست گفتی پارسال بود ، منتهی تیر ماه ، قضیه اش با امسال کُلی فرق داشت ، پارسال بهم خیانت شده بود ، امسال بی وفایی ، من خیلی عَن تشریف دارم که با این اوصاف بازم دوستش دارم
    اینو همه مید ونن هم احساسمو هم عَنیتم رو
    دارم روی خودم خیلی خیل خیلی خیلی کار میکنم ، دوست دارم بذارمش کنار ، طوری که حتی چهرشم یادم نیاد


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s